تبليغاتX
نگاه کن ...ماهیان گوشت های مرا می جوند

نگاه کن ...ماهیان گوشت های مرا می جوند

 
با من قهر کرده است
کلمه
تو...
دارم ذره ذره آب می شوم
چون قندی در چای داغ.
+ نوشته شده در  جمعه 15 مهر1390ساعت 13:41  توسط سونیا طیبی  | 

گیر افتاده ام در تنهایی وترس

جز حرف با تو ،

راه چاره ای ندارم

مرگ!

+ نوشته شده در  شنبه 9 مهر1390ساعت 12:3  توسط سونیا طیبی  | 


دلم می خواست
کنجی از لبانت
مال من بود!
وقتی می رفتی ،
برایم شعر می خواند
آوازی برای زندگی
برای...
رفیق خیابانم می شد
مرا می خنداند
در تمامی فصل ها.
اما رفتی ،
زود گذر من!
روزهاست ،بی یک ،لبخند ساده
خیابان را طی می کنم.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 مهر1390ساعت 20:16  توسط سونیا طیبی  | 

 

بگذار آدم ها بازی شان را تمام بکنند

بروند

مجسمه .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 شهریور1390ساعت 12:18  توسط سونیا طیبی  | 

 

 اگر باغبان می شدم

دستانم

زنان و مردان بسیاری را

بارور می کرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 شهریور1390ساعت 8:52  توسط سونیا طیبی  | 

 

اما من وتو

دور از هم می پوسیم

غمم از وحشت پوسیدن نیست

غمم از زیستن بی تو در این لحظه ی پر دلهره است.

+ نوشته شده در  جمعه 25 شهریور1390ساعت 23:46  توسط سونیا طیبی  | 

 

  خیال کردی پروانه ام؟!

 نه ،

 کرم ابریشمم

 که دور خودم  پیله می بافم .

+ نوشته شده در  جمعه 25 شهریور1390ساعت 16:6  توسط سونیا طیبی  | 

 

  خیالت راحت

  دارم بر می گردم

  به زندگی که

  جهنم تر از  آتش

  می سوزاندم

  مرده ی مرا

  هیچ عابری

  برایت پست نخواهد کرد

  دارم بر می گردم

  به همین راحتی

  خودم رادر کوچه گم می کنم

   تا کسی مرا  به زندگی  بر گرداند

   با عابران عاشق

  گم می شوم

  کوچه گم می شود

  تو گم می شوی.

 

+ نوشته شده در  شنبه 29 مرداد1390ساعت 11:19  توسط سونیا طیبی  | 

 

اشتباهن

دختر های زیادی دختر می شوند

ناز می شوند

ول می شوند در خیابان

پسرها می چرخند

اشتباهن می روند توی...

شکم دختر بالا می آید

اشتباهن دختر می زاید

و باز دختر اشتباهن دختر می زایید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 مرداد1390ساعت 0:3  توسط سونیا طیبی  | 

          

سگ در سکوت پارس می کند

پدر در مادر

من در خیابان؛

در مرد؛

در شب

          دنبال خودم می گردم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 مرداد1390ساعت 23:21  توسط سونیا طیبی  |